الشيخ رسول جعفريان
25
دوازده رسالهء فقهى دربارهء نماز جمعه از روزگار صفوى ( فارسي )
علامه و شهيد و ديگران از كتاب نهج الفرقان إلى هداية [ نهج ] الايمان عماد الدين طبرى آوردهاند كه : « إنّ الامامية أكثر ايجابا للجمعة من الجمهور و مع ذلك يشنعون عليهم لتركها حيث انهم لم يجوّزوا الايتمام بالفاسق و مرتكب الكبائر و المخالف فى العقيدة الصحيحة » . « 1 » با اين حال ، عبد الجليل قزوينى شرط حضور امام براى وجوب آن را پذيرفته و در توجيه آن مىنويسد : « وگر روا باشد كه با فقد غربالگرى و درزن كنى « 2 » وجوب نماز آدينه ساقط باشد ، چنان كه شيعه گويند ، با فقد امام معصومى نماز آدينه فريضت ، به جماعت ساقط باشد ، با آن قياس مىبايد و نيك تأمل بايد كردن تا فايدت حاصل آيد » . « 3 » عبارت بالا اشاره به اين نكته است كه چنان كه بر اساس شرايط ابو حنيفه ، با نبودن پيشه ورى خاص در شهر ، « وجوب » نماز جمعه ساقط شود ، چرا طبق قول شيعه با فقد امام معصوم عليه السلام « وجود » آن ساقط نشود ؟ چگونه شرايط ابو حنيفه با تمام بى اهميتىاش رعايت مىشود ولى به شرط مهمى كه شيعه مطرح كرده ، توجهى نمىشود ؟ روشن است كه قزوينى خود اذن امام معصوم را شرط وجوب اقامهء جمعه مىدانسته ، با اين حال ، گزارش اقامهء نماز جمعه را در شهرهاى شيعه آورده است . ممكن است كه شيعيان ، قائل به وجوب تخييرى بوده و نماز جمعه را بر اين اساس اقامه مىكردهاند . عبارت عبد الجليل چنين است : « به حمد الله و منّه ، در همهء شهرهاى شيعت ، اين نماز برقرار و قاعده هست و مىكنند ، با خطبه و اقامت [ امامت ، جماعت ] و شرايط چنان كه در دو جامع به قم و به دو جامع به آوه و يك جامع به قاشان و مسجد جامع ورامين و در همهء بلاد شام و ديار مازندران . و انكار اين ، غايت جهل باشد . » « 4 » ممكن است وجود مساجد جامع در شهرهاى شيعه ، دليل ديگرى بر اقامهء جمعه در آنها باشد ، هر چند بعيد نيست كه اين مساجد مانند ديگر شهرها به دست حكام سنى بنيادگذارى شده باشد . دربارهء مسجد جامع قم يا مسجد عتيق گفته شده كه به عهد سلجوقيان ساخته شده است . بانى اين مسجد امير ابو الفضل عراقى بوده كه از نگاه عبد الجليل قزوينى ؛ عالم شيعى قرن ششم ، از بزرگان و اميران شيعه بوده است . عبد الجليل مىنويسد : « امير ابو الفضل عراقى در عهد سلطان طغرل كبير مقرّب و محترم بود ، با روى شهر رى با روى قم و مسجد جامع عتيق قم منارها فرمود . مشهد و قبهء ستى فاطمه بنت موسى بن
--> « 1 » الشهاب الثاقب ، ص 38 . همگونى عبارتهاى قزوينى و عماد الدين طبرى را على رضا تجلى ( م 1085 ) در رسالهء ردّيهء خود كه در همين مجموعه به چاپ رسيده آورده است . « 2 » درزن بر وزن برزن ، به معناى سوزن است و كسى را نيز گويند كه حلقه بر در زند ( محدث ارموى ) « 3 » نقض ، ص 394 « 4 » همان ، ص 395